فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
304
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
نامه بسيار خوب مهر و موم شده بود و روى پاكت با خط خواناى اسپانيائى نشانى برادر خوان تاده به چشم مىخورد كه پيش از اين چندبار از او نام بردهايم ، شك نكرديم كه نامه از رابرت شرلى است ، بخصوص كه بعد از باز كردن پاكت به دو نامه برخورديم كه با خط فارسى نوشته شده بود . در اين ميان هويت ارمنى آورندهء نامه را جويا شديم و معلوم شد كه اهل جلفا - يكى از شهركهاى حومهء اصفهان است . پس از آنكه كاملا از هويت او آگاه شديم يكى از مترجمان را با وى همراه كرديم تا نشانى خانهاش را ياد بگيرد و مطمئن شود كه خود را درست معرفى كرده است . چون از اين جهت نيز مطمئن شديم ، نامهها را براى خواندن به ملائى كه با سفير آمد و رفت داشت داديم . معلوم شد كه يكى از آنها براى شاه و ديگرى براى خوان تاده نوشته شده است و هردو نامه را رابرت شرلى چند روز پس از ورودش به ليسبون فرستاده است . شرلى به شاه خبر مىداد كه در ليسبون بسيار بد از وى استقبال شده است و به همين علت اصرار كرده بود كه به وى اجازهء داده شود به دربار اسپانيا برود زيرا اميد دارد كه در آنجا رفتار بهترى با وى داشته باشند . همچنين از اعليحضرت درخواست مىكرد كه اگر سفير اسپانيا به ايران رسيده است او را نگاه دارند و مادام كه او طرز رفتار دربار مادريد را با خودش اطلاع نداده باشد به وى اجازهء عزيمت ندهند . شرلى همين مطالب را نيز به پدر تاده نوشته بود و هردو نامه امضاى بيگزاده داشت و اين لقبى بود كه شاه به رابرت شرلى داده بود . ضمنا شرلى بدون آنكه نام گيرنده را ذكر كند متذكر شده بود كه نسخهء دوم همين نامهها را از طريقى ديگر فرستاده است و چون سفير هنگام توقف در قزوين از طريقى مطمئن خبر شده بود كه يكى دو روز پيش از حركت شاه از قزوين به سلطانيه پدر تاده نامههائى از اسپانيا دريافت كرده است ، شك نداشت كه آن نامهها كه در اصفهان در دست وى ديده بود المثناى همين نامهها بوده است . به همينسبب همواره معتقد بود كه سفر رابرت شرلى كه با اصرار ناموجه چند وزير اسپانيائى مقيم هند